تبليغاتX
سکوت سربی

سکوت سربی

منودرگیرخودت کن تاجهانم زیروروشه

تاسکوت هرشب من باهجومت روبه روشه

بی هوا بدون مقصد سمت طوفان تومی رم

منودرگیرخودت کن بلکه آرامش بگیرم

باخیال توهنوزم مثل هرروزوهمیشه

هرشب حافظه من پرتصویرتو می شه

بامن غریبه گی نکن بامن که درگیر توام

چشمات وازمن بر ندارمن مات تصویر توام

تو همین جایی همیشه باتوشب شکل یه رویاست

آخرین نقطه دنیا تو جهان من همین جاست

توهمین جایی وهرروز من به تنهایی دچارم

منو نزدیک خودم کن تاتورو یادم بیارم

 

به یادروزهای طلایی ِماه عسل ، ماه رمضان

+نوشته شده در جمعه 30 آذر1386ساعت9:34توسط دلتنگی(شیماجون) | |

هی فلانی!

زندگی شاید همین باشد

یک فریب ساده و کوچک

آن هم از دست عزیزی

که تو دنیا را

جز برای او و جز با او نمی خواهی

من گمانم زندگی باید همین باشد...

زخم خوردن

آن هم از دست عزیزی

که برایت هیچکس چون او گرامی نیست

بی گمان باید همین باشد...

 

 

"مهدی اخوان ثالث"

+نوشته شده در چهارشنبه 28 آذر1386ساعت9:54توسط دلتنگی(شیماجون) | |

خسته ام از آرزوها ، آرزوهاي شعاري
شوق پرواز مجازي ، بالهاي استعاري

لحظه هاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بايگاني،زندگي هاي اداري

آفتاب زرد و غمگين ، پله هاي رو به پايين
سقفهاي سرد و سنگين ، آسمانهاي اجاري

با نگاهي سر شکسته،چشمهايي پينه بسته
خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري

صندلي هاي خميده،ميزهاي صف کشيده
خنده هاي لب پريده ، گريه هاي اختياري

عصر جدول هاي خالي، پارک هاي اين حوالي
پرسه هاي بي خيالي، نيمکت هاي خماري

رو نوشت روزها را،روي هم سنجاق کردم:
شنبه هاي بي پناهي ، جمعه هاي بي قراري

عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزي ، باد خواهد برد باري

روي ميز خالي من، صفحه ي باز حوادث
در ستون تسليتها ، نامي از ما يادگاري

.:شادروان قیصر امین پور:.

+نوشته شده در سه شنبه 20 آذر1386ساعت9:55توسط دلتنگی(شیماجون) | |

روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند

همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند

 

ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند

گرگ هايي که لباس پدري مي پوشند

 

آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند

عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند

 

خوب طبيعيست که يکروزه به پايان برسد

 عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد

 

 

این مطلب واز آقا سید وحید کش رفتم آخه حرف دل منم

هست.چرابایدتوعشقای کثیف این دوره زمونه دست وپا

بزنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!! 

+نوشته شده در جمعه 16 آذر1386ساعت21:11توسط دلتنگی(شیماجون) | |

+نوشته شده در چهارشنبه 14 آذر1386ساعت12:49توسط دلتنگی(شیماجون) | |

+نوشته شده در یکشنبه 11 آذر1386ساعت12:3توسط دلتنگی(شیماجون) | |

ادمک اخر دنیاست بخند

 

ادمک مرگ همین جاست بخند

 

دست خطی که تورا عاشق کرد

 

 شوخی کاغذی ماست بخند

 

ادمک خر نشوی گریه کنی

 

کل دنیا سرا ب است بخند

 

ان خدایی که بزرگش خواندی

 به خدا مثل تو تنهاست بخند...

+نوشته شده در سه شنبه 6 آذر1386ساعت9:51توسط دلتنگی(شیماجون) | |

سینه هاجای محبت همه ازکینه پُرست؛

هیچ کس که فریاد پراز مهرتوراپاسخ گویدنیست.

یک تن که دراین راه غم آلودۀ عمر

           قدمی بهرمحبت پوید نیست!!

 

   خط پیشانی هرجمع خط تنهایی ست...!!

                 همه گلچین گل امروزند!

درنگاه من وتوحسرت بی فردایی ست

 

به که بایددل بست ؟؟

                      به که شایددل بست؟؟

 

نقش هر خنده که برروی لبی ست

   نقشه شیطانی ست؟؟!!

درنگاهی که توراوسوسۀ عشق دهد

  حیله ای پنهانی ست؟؟!!

 

به که بایددل بست ؟؟

                     به که شایددل بست؟؟

 

خنده هامی شکفدبرلبها

تاکه اشکی شکفدبرسرمژگان کسی

همه بردردکسان می نگرند

لیک دستی بزندازپی درمان کسی

 اینجانیست.

 

ازوفا نام مبر؛

آنکه وفاخواست کجاست؟

دست گرمی که زمهربفشارددستت،

درهمه شهرمجوی!

 

گل اگردردل باغ برتو لبخند زند

بنگرش لیک مجوی!

لب گرمی که زعشق بنشیندبه لبت

به همه عمرمخواه!

سخنی کزسرراه زده درجانت چنگ؛

به لبت نیز مگوی!

 

چاه هم بامن وتوبیگانه ست

نی صدبندبرون آیدازآن،رازتورافاش کند!

 

درددل گربرسرچاه کنی،

خنده هابرغم تودخترمهتاب زند!

گرشبی ازسرغم آه کنی...

درداگرسینه بشکافدبانگ مزن!

دردخود رابه دل چاه مگوی!

استخوان تواگرآب کندآتش غم

آب شو،آه مگوی!

 

دیده بردوزبراین بام بلند

مهِِر وی رابنگر.

 

سکه زردوسپیدی که به سقف فلک است

نیرنگ است.

سکه ای بهرفریب من وتو

سکه صدرنگ است.

 

ما همه کودک خردیم وهمین

سکۀ سیمین سپیدمی فریبد مارا!

 

هرزمان دیده ام این گنبدخضرای بلند

گفته ام بادل خویش :

مزرع سبزفلک دیدم وبس نیرنگش

نتوانم که گریزم ازچنگش.

 

آسمان بامن ومابیگانه

شاخۀ عشق شکست

آهوی مهرگریخت

تارپیوند گسست...

 

               به که بایددل بست ؟؟

                                    به که شایددل بست؟؟

+نوشته شده در پنجشنبه 1 آذر1386ساعت9:21توسط دلتنگی(شیماجون) | |