تبليغاتX
سکوت سربی

سکوت سربی

اوایل فکر می کردم جقدر حرف دارم که تو وبم بگم ولی... ولی حالا همه شو یادم رفته یااینجا

جای گفتنشون نیست. بازم باید سکوت کنم به خاطر اونایی که شاید منو بشناسن.

تاکی می خوام به این سکوت ادامه بدم نمی دوووووووونمممممممممممممم !! 

دلم می خواد داد بکشم و هر چی می دونم و بر یزم تو هوا تا بقیه هم این سکوت لعنتی و

باهمه وجودشون ببلعن!

+نوشته شده در یکشنبه 31 تیر1386ساعت2:50توسط دلتنگی(شیماجون) | |

هیچ وباداست جهان ؟

          گفتی وباور کردی؟!

کاش یک روز به اندازه هیچ

     غم بیهوده نمی خوردی!

کاش یک لحظه به سرمستی باد

                         شادو آزاد به سر می بردی !

این حرفارو شاید هزار بار به خودم زدم ولی کوگوش شنوا ؟؟؟

+نوشته شده در یکشنبه 31 تیر1386ساعت2:32توسط دلتنگی(شیماجون) | |

جانی شکسته دارم از دوستی گریزان!

درباورم نگنجد بیداد از عزیزان!

ازجور دوست هرچند از پا فتادگانیم

مارااز این گذرگاه ای عشق برمخیزان

+نوشته شده در یکشنبه 31 تیر1386ساعت2:19توسط دلتنگی(شیماجون) | |

we slowly drove

we passed the school

we passed the setting

 !sun there were towerdeternity

ما به آرامی حرکت کردیم

ما از دوران تحصیل گذشتیم

ما از خورشید عبور کردیم

وبه سوی جاودانگی رسیدیم !

+نوشته شده در یکشنبه 31 تیر1386ساعت2:8توسط دلتنگی(شیماجون) | |

سلام

    من از امروز عضو خانواده blogfa شدم . خودم که خیلی خوشحالم

  شمام اگه حرفی دارید نظرتون وراجع به قالب وطرح وبلاگم بگید ممنون 

+نوشته شده در یکشنبه 31 تیر1386ساعت2:3توسط دلتنگی(شیماجون) | |